close
تبلیغات در اینترنت
سیلا - مطالب ارسال شده توسط freebacklinks
loading...

سیلا

سیلا

بازنویسی حکایت بیابان گردی را دیدم در حلقه جوهریان بصره حکایت همی کرد

admin بازدید : 33 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()

بازنویسی حکایت بیابان گردی را دیدم در حلقه جوهریان بصره حکایت همی کرد


پایه دوازدهم صفحه ۵۸ حکایت نکاری





بیابان گردی را دیدم در حلقه جوهریان بصره حکایت همی کرد که وقتی در بیابان راه گم کرده بودم و از زاد چیزی با من نمانده، دل بر هلاک نهادم که ناگاه کیسه ای یافتم پر از مروارید. هرگز آن ذوق و شادی را فراموش نکنم که پنداشتم گندم بریان است و باز آن تلخ و نومیدی که معلوم شد مروارید غلتان است.

در بیابان فقیر سوخته را                                  شلغم پخته به که نقره خام

در روزگاران گذشته مردی را دیدم که در گروه جوهریان بصره این گونه داستان خود را بازگو می کرد و می گفت: زمانی که در بیابان گم شده بودم و از زیادی راه چیزی برای من از آذوغه خود باقی نمانده بود و دلم از گرسنگی به مالش افتاده بود، ناگهان در راه کیسه ای پیدا کردم. ذوق و شوق زیادی کردم زیرا که تصور کردم گندم پوست کنده است و می توانم رفع گرسنگی کنم اما بعد از دیدن کیسه متوجه شدم کیسه که پر از مروارید است و آن شور و ذوق تبدیل به تلخی و ناامیدی شد.

این داستان  این پیامد را دارد که حتی اگر کیسه ایی زر پیدا کنی اما محتاج غذا باشی آن زر و سکه و مروارید هیچ ارزشی برایت ندارد بلکه برایت آن لحظه غذا و سیر کردن شکمت بالاتر از هر چیزی است حتی از یک صندق پر از مروارید است. هر چیزی در جایگاه خودش حائز اهمیت است. به طور مثال اگر خروارها پول در خزانه داشته باشیم اما از سلامتی برخوردار نباشیم و آن بیماری با هیچ پولی مداوا نشود، آن پول هیچ ارزشی ندارد و به مانند کاغذی باطله می ماند. در بیابان برای انسان فقیر و گرسنه شلغم پخته به مانند نقره ایی با ارزش است در حالی که نقره ی خام در آن لحظه هیچ ارزشی ندارد.

(بیشتر…)

چند مقاله تحقیقی را در مجلات انتخاب کنید و با توجه به آنچه آموختید نقاط قوت و ضعف

admin بازدید : 32 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()



پایه دوازدهم صفحه۹۲ کارگاه نوشتن چند مقاله تحقیقی را در مجلات انتخاب کنید و با توجه به آنچه آموختید نقاط قوت و ضعف آن را بیابید.




طبق بررسی ها و مطالعه ی تعدادی از مقالات در مجله، چند مقاله نظر من را جلب کرد. یکی از مقالات که از منابع متعدد و کتابات گسترده ای نوشته شده بود آنچنان با اطلاعاتی جامع و کامل به شرح مقاله پرداخته بود که تنها با خواندن مقاله می توانست خواننده را جذب خود کند زیرا علاوه بر جامع بودن و همه جانبه بودن مقاله، سعی در صراحت نوشتار نیز شده بود، به گونه ایی که خواننده با خواندن آن به راحتی مطلب مورد نظر را درک می کرد و از کلمات پیچیده و بیانی نامفهوم استفاده نشده بود و این چند مقوله خیلی مهم و کارآمد از یک مقاله بود.

البته مقدمه و نتیجه گیری مقاله نیز خیلی پربار و خیلی جامع بود، به طوری که اگر کسی وقت یا توانایی خواندن کامل مقاله را نداشت می توانست با خواندن  مقدمه مقاله و نتیجه گیری کامل آن، پی به موضوع و دست آورد آن شود اما در مقاله ایی دیگر با اینکه از نظر منابع، مقاله ایی پر بار بود اما همه چیز را به صورت مقطعی و خلاصه وار توضیح داده بود و به شرح کامل آن نپرداخته بود. به گونه ایی که حس می شد تنها به کمیت مقاله توجه شده است و به کیفیت آن دقت نشده است و با خواندن آن تنها حس سرگردانی و اطلاعاتی نصفه و نیمه به دست می آمد و این مشکل موجب شده بود که مقاله، جذابیت خود را برای خواندن از دست بدهد، با اینکه خیلی پربار و حجیم بود.

(بیشتر…)

شعرگردانی صفحه ۴۲ پایه دوازدهم عشق شوری در نهاد ما نهاد

admin بازدید : 26 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()

شعرگردانی صفحه ۴۲ پایه دوازدهم عشق شوری در نهاد ما نهاد


پایه دوازدهم شعرگردانی صفحه ۴۲




عشق شوری در نهاد ما نهاد                      جان ما را در کف سودا نهاد

گفت و گویی در زبان ما فکند                   جست و جویی در درون ما نهاد

دم به دم در هر لباسی رخ نمود                 لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد

چون نبود او را معین خانه ای                   هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد

وز پی برگ و نوای بلبلان                        رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد

تا کمال علم او ظاهر شود                         این همه اسرار بر صحرا نهاد

مقدمه: مگر می شود در دنیایی زندگی کنیم که خالقی حکیم و عالم داشته باشد و همه ی رخدادهای پیش آمده و پیش نیامده اش از روی نظم و مقررات نباشد؟

تنه انشاء: همه ی ما انسان ها در وجود خود احساس های متنوعی را تجربه خواهیم کرد. گاهی حس غم و گاهی حس شادی. لحظه ایی گرسنگی و لحظه ایی دیگر تشنگی یا به دنبال رفع این حس می رویم و یا در برزخ می مانیم. اما عشق برخلاف این حس های گفته شده، حسی جداگانه است که شاید عده ایی را شامل شود و عده ایی دیگر حس هوس یا دلبستگی را عشق تلقی کنند اما عشق فراتر از حس زودگذر این روزها است. عشق مانند جهانگردی است که هیچ خانه ایی ندارد تا برای ابدیت در آنجا ساکن باشد.

عشق مانند یک رهگذری است که می آید و نسیمی را به همراه خود می آورد و لحظه ایی ناب را می سازد و آدمی تا سال های سال در رویای همان لحظه و در حسرت همان چند ثانیه زندگی می کند. مگر نمی گویند. دنیا دو روز است؟! پس قطعا عشق در دفتر زندگی تنها به اندازه چند ثانیه است اما یاد و خاطره اش دقیقا تا آخرین لحظه ی همان دو روز همراهت می ماند و نفست را می گیرد. عشق به همراه خود شور و اشتیاق می آورد و جان را بر کف دست می آورد، گویی که حاضری هر لحظه آن را تقدیم دلبر خود کنی.

عشق با آمدنش برای ما آنچنان شیرین و دلچسب است که هرچه از آن سخن بگوییم باز حرفی برای گفتن داریم و آنچنان با آمدنش در وجود ما تحول ایجاد می کند که انگار از آدم سابق وجود خود فرسنگ ها فاصله گرفته ایم. عشق آنقدر شیرین است که هرگز تکراری و خسته کننده نمی شود.

انگاری که هر بار در لباسی ودر جایی دیگر ظاهر می شود و آنقدر شوردهنده است که با آمدنش پیر را جوان می کند و برگ و گل پژمرده را عطر و بویی تازه می دهد و بلبل ساکت و گوشه گیر را باز شوق خواندن می دهد و با صدایش یک شهر را خبر از عشق و شور درونش می کند و اما دقیقا لحظه ایی که با تمام وجود آن را لمس کردی و از علم او آگاه شدی آنچنان رهایت می کند و تا ابدیت تو را با خاطرات کوتاهش تنها می گذارد و همه ی اسرارش را به صحرا می برد. جایی که هرگز دیگر دستانت به آن نرسد.

نتیجه گیری:عشق مانند یک جهانگردی است که هر روز و هر ساعت در گذر از شهرها و روستاست، می آید و شور و شوق می آورد و از جای جای جهان می گذرد و در نهایت آنجایی می رود که هیچ کس نیست و سکوت را به خود تقدیم می کند. فکرش را بکن.. می آید یک شهر را به آشوب می کشد و خود در نهایت می رود یک گوشه ی دنج و آرام می گیرد.

(بیشتر…)

انشا انگلیسی درباره چطور می خواهید در آینده زندگی کنید

admin بازدید : 27 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()


چطور می خواهید در آینده زندگی کنید



How do want to live in future?

I think always life have a difrent part and formation dream we life, I want to my life learn to speak English well and see around world special paris and walk to shanzelize or learning cook well and have a full of flower to my garden,and have a small house and enjoy it and becom a good humen in live,help some another and becom a rich women or man to my live.

چطور می خواهید در آینده زندگی کنید

به نظر من زندگی همیشه قسمت های مختلفی دارد و تشکیل شده است از آرزوهایی در زندگی ما . من دوست دارم که در زندگیم زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرم و به خوبی زبان انگلیسی را صحبت کنیم و من دوست دارم که ببینم دور تا دور و اطراف جاهای مخصوص پاریس را و قدم بزنم در خیابان شانزلیزه یا یادبگیرم آشپزی را خیلی خوب و یک باغچه پر از گل و یک خانه ی کوچک داشته باشم و از آن لذت ببرم و همچنین یک انسان خوب در زندگی باشم .و به دیگران کمک کنم و یک زن یا مرد ثروتمند در زندگی خود شوم.

(بیشتر…)

نامه خصوصی به معلم درس نگارشتان بنویسید و دیدگاهتان را با وی در میان بگذارید

admin بازدید : 34 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()

نامه خصوصی به معلم درس نگارشتان بنویسید و دیدگاهتان را با وی در میان بگذارید

انشا درباره نامه خصوصی به معلم درس نگارشتان بنویسید و دیدگاهتان را در مورد این درس و روش تدریس ایشان با وی در میان بگذارید



پایه دوازدهم صفحه۷۵ یک نامه خصوصی به معلم درس نگارشتان بنویسید و دیدگاهتان را در مورد این درس و روش تدریس ایشان با وی در میان بگذارید..

با سلام و عرض خسته نباشید به معلم مهربانم

اول از همه از شما تشکر می کنم، ممنون که به ما درست خواندن و درست نوشتن را می آموزی، ممنون که برایمان از جانتان مایه می گذارید، ممنونم که با خوبی ها و بدی های ما سازش می کنید و این همه بدخلقی ها و غرور جوانی هایمان را تحمل می کنید. من زنگ انشاء را دوست دارم

آن هم برای آن که غرق می شویم در خیال ها و رویاهایمان ودور می شویم از دنیای نابسامان این روزها، اما ای کاش به جای نوشتن در مورد پاییز و زمستان یا توصیف ضرب المثل ها کمی به ما چگونه صبر کردن در برابر سختی ها بگویید، درس زندگی دهید، کاش بگویید چطور بعد از شکست بار دیگر برخیزیم، کینه را از دل بیرون کنیم و جواب بدی را با بدی ندهیم و به جای آن نهال محبت بکاریم تا هم خودمان  از سایه اش بهره ببریم و به دیگران نیز میوه ی درختان را هدیه دهیم، می دانم شما رفتار و منش یک انسان محترم را دارید و با تمام رفتار و گفتارتان به ما همه ی این ها را می آموزید

اما ای کاش آنقدر آن را برایمان مثل کودکی هایمان دیکته کنید تا در ذهن ما ثبت شود مثل همان جدول ضرب آن موقع ها که بعد از گذر سال ها هم می دانیم که فراموش نمی کنیم، شود آنقدر بنویسیم صبر که صبوری پیشه کنیم، آنقدر بنویسیم محبت که مهربانی کنیم و آنقدر بنویسیم امید که توکل کنیم. و باز ممنونم که وقت گران بهایتان را برای من گذاشتید و باز ممنونم که مهربانانه و مادرانه(پدرانه) به ما محبت می کنید.

(بیشتر…)

انشا درباره آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم

admin بازدید : 25 شنبه 24 آذر 1397 نظرات ()

انشا درباره آفتاب پشت ابر نمی ماند پایه دوازدهم


پایه دوازدهم مثل نویسی صفحه ۹۶ آفتاب پشت ابر نمی ماند



مقدمه: وقتی ابرهای سیاه به یکباره همراه با باد مانند موج دریا در آسمان غوطه ور می شوند و با برخورد به یکدیگر رعد و برق به وجود می آورند، طوفان به وجود می آید و همه جا را به یکباره دگرگون می کند اما آیا این طوفان همیشگی است یا طلوعی دوباره به دنبال دارد؟

تنه انشاء: آیا دیده ایی بعد از یک روز سرد و برفی، وقتی که ابرهای سیاه همه جا را در برگرفته اند، بعد از طوفانی سهمناک و جدالی عظیم میان ابر و باد و خورشید، خورشید پیروز میدان می شود و ابرهای سیاه را کنار می زند و باز نورافشانی می کند. آن آفتاب و آن تابش نور خورشید آنچنان محصور کننده است که هرکسی را وادار می کند به اعتراف اینکه هیچ گاه، آفتاب پشت ابر نمی ماند و هرگز طوفان و ابر ماندنی نیستند و به زودی می گذرند و باز روزی آفتابی با آسمانی صاف خواهیم داشت اما این ضرب المثل مفهوم های دیگری را نیز به دنبال دارد.

اینجا آفتاب استعاره از روزهای خوب و خوش و بدون سختی است و ابر استعاره از روزهای بد و پر از سختی است. این مثل دلالت دارد بر این که دنیا پر است از فراز و نشیب های متعدد که در طول زندگی گاهی در فراز آن صعود می کنیم و گاهی دیگر در نشیب اش سقوط می کنیم! یعنی در پس هر سختی قطعا آسانی وجود دارد و روزهای خوب نتیجه روزهای بد و سخت است که پشت سر گذاشته ایم. باید با امید به دستیابی به روزهای خوب، روزهای سخت را با صبر و تحمل و با فکری باز و هوشی قوی پشت سر بگذاریم..زیرا این جایزه ی پیروزی در امتحان ماست.

نتیجه گیری: آدمی هر روزش یک آزمون است و هر لحظه اش در حال پاسخ دهی و سنجش به پروردگار بزرگ است اما این به خود ما باز می گردد که چگونه روزهای ابری خود را  پشت سر بگذاریم و با امید به روزهای آفتابی مسیر زندگی را طی کنیم. زیرا قطعا هیچ گاه آفتاب پشت ابر نمی ماند.

(بیشتر…)

تعداد صفحات : 17

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه