close
تبلیغات در اینترنت
انشا
loading...

سیلا

انشا

انشا با موضوع مقایسه عشق و نفرت

admin بازدید : 25 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

انشا با موضوع مقایسه عشق و نفرت

 

عشق و نفرت

انشا با موضوع مقایسه عشق و نفرت

مقدمه: احساسات مثل یک خط باریک می مانند، خطی که لغزش در آن یا بالا و پایین شدن آن مصادف می شود با تضاد بین احساسات.

تنه انشاء: زندگی همیشه یکنواخت نیست، گاهی صعود دارد و گاهی سقوط، گاهی احساسات در نوسانات قرار می گیرند و بالا و پایین می شوند احساسات مثل خط باریکی مرز دارند، مرزی که با شکستن آن احساسات نیز جابه جا می شوند مثل شکست احساساتی مانند دوستی و دشمنی، دلسوزی و دل سنگی و یا حتی عشق و نفرت.

انسان ها برای روابط و احساسات خود مرز تعیین می کنند و همیشه سعی دارند که این مرز شکسته نشود اما امان از روزی که این مرز ترک بر دارد و شکسته شود آنگاه است که عشق تبدیل می شود به نفرت و یا نفرت تبدیل می شود به عشق عشقی که در آن سرشار می شوی از علاقه و محبت ، دوستی ، فداکاری و نفرتی که وجودت را پر می کند از کینه و دشمنی و دل سنگی، عشق را گروهی تعبیر می کنند به پاکی و سفیدی و گروهی دیگر تنفر را به سیاهی و کدری مانند می کنند.

عشق قلب را پاک می سازد و تنفر قلب را سیاه می کند. مراقب همین مرزهای به ظاهر ساده باشیم که اگر بشکند می تواند دنیای یک انسان را دگرگون کند، می تواند او را به قعر بهشت بکشاند و یا برعکس می تواند آن را به ته جهنم ببرد. بنابراین تمام سعی خود را به کارگیرید که مرزهای زندگی را رعایت کنید و هر چیزی را به جا و به اندازه به کار گیرید و جلوی غلیان بیش از حد احساسات خود را بگیرد زیرا احساسات از قلب نشعت می گیرند نه از عقلی که منطق دارد. احساسات منطق نمی فهمند بنابراین قبل از اینکه عشق به نفرت تبدیل شود مراقب آن و احساسات خود باشیم.

نتیجه گیری: ما تنها یکبار به دنیا می آییم و یکبار زندگی می کنیم. پس قدر با هم بودنمان را، قدر همین لحظات ساده اما خوشمان را بدانیم زیرا مرز بین عشق و نفرت به باریکی یک موست. پس مراقب آن باشیم.

(بیشتر…)

انشا درباره داستان نویسی

admin بازدید : 17 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

انشا درباره داستان نویسی

 

داستان نویسی

 

 

روزی روزگاری در میان انبوه از درختان که آفتاب برای تابیدن به زمینش از آن ها پیشی می گرفت راسویی زندگی می کرد، راسو همیشه تنها و گوشه گیر بود، هیچ کسی او را دوست نداشت و همگی از با او بودن امتناع می کردند. راسو همیشه از این موضوع اندوهگین بود! تنها زندگی می کرد و تنهایی غذا می خورد.

هیچ حیوانی در جنگل با او دوست نبود. همگی از بوی بد او فرار می کردند. روزها پشت سرهم می گذشتند و راسو هر روز تنها تر از دیروز می شد اما در یکی از همین روزها سکوتی هول ناک جنگل را در برگرفت. همگی از ترس زیاد بیرون از خانه های خود نمی رفتند و هر کسی در گوشه ایی پنهان شده بود. راسوی بی خبر از عالم و آدم در جنگل راه می رفت و به درختان و گل های پوسیده شده در جنگل نگاه می کرد و از حکمت به وجود آ؛مدنش می نالید ناگهان از پشت بوته ها صدایی شنید، با ترس سر خود را برگرداند اما هر چه نگاه کرد هیچ کسی را ندید.

بنابراین به راه خود ادامه داد، اما هر چه جلوتر می رفت صدا بیشتر می شد و نزدیک تر به گوش می رسید، ناگهان صدایی ترسناک شنید و براساس آناتومی و غریزه خود بوی بد خود را ترشح کرد. وقتی که به پشت سر خود برگشت دید گرگی بزرگ که دندان هایش از دهانش بیرون زد، پشت او قرار دارد اما با بوی بد ترشح شده از او گرگ پا به فرار گذاشت و از آنجا دور شد. آنقدر دور که از جنگل هم بیرون رفت،

حیوانات جنگل که این اتفاق را دیدند و از این موضوع مطلع شدند از راسو قدردانی کردند و با او طرح دوستی ریختند و همه ی حیوانات جنگل فهمیدند که این دنیا و همه ی موجودات در آن براساس برنامه و هدفی به وجود آمدند یکی از سر نیازش حیوانات را می درد و یکی دیگر بوی نامطبوع ترشح می کند اما موضوع مهم این است که هر کسی یا هر چیزی بدون برنامه  و هدف آفریده نشده و همه ی این جهان برپایه ی اصولی خاص و هدفی متعالی چیده شده است.

(بیشتر…)

انشا در مورد کتاب از نگاه نویسنده پایه هشتم صفحه ۹۲

admin بازدید : 26 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

انشا در مورد کتاب از نگاه نویسنده پایه هشتم صفحه ۹۲

 

پایه هشتم صفحه ۹۲


یکی از خوشه های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او متنی درباره ی کتاب بنویسید؟

مقدمه: هر کتابی را که می خوانیم یک آفریننده دارد، آفریننده ایی که از وجود خود به او روح بخشیده و به او جان داده تا با کلام خود با ما سخن بگوید.

تنه انشاء: نوسینده مانند مخلوقی است که با محبت و با درایت فراوان کتاب را در بالین خود می پروراند و مانند کودکی نوپا آن را پرورش می دهد و به او راه و روش درست را می آموزد تا او نیز به زودی به ما بیاموزد و همگی از هرآنچه که نویسنده در ذهن خود دانسته و روی کاغذ آورده مطلع شویم.

نویسندگی شغلی است پر از احساسات ناب پر از تفکرهای بکر و پر از اطلاعات خاص که نویسنده با جان بخشیدن به آن نیمی از روح خود را در آن کتاب مقدسش تزریق کرده است.

ما نویسندگان بزرگ و سرشناسی در سرتاسر ایران که آوازه ایشان در جهان پیچیده است داشتیم و داریم. ما سعدی و حافظ را، ما مولوی و خیام را داریم که هر خط از کتابشان پر است از مفهوم و پر است از داستان های شنیدنی که هر خواننده ایی را مجذوب و مبهوت خود می سازد.

نویسنده ها همین که می بینند که خواننده با خواندن نوشته هایشان حتی یک کلمه به دانسته هایشان اضافه شود سرتاسر وجودشان را شادی و شعف فرا می گیرد.

نتیجه گیری: شاید من و شما هم نویسنده باشیم. حتما در زندگی خود یک سطر از ذهن خود نوشته ایم یا همین انشایی که می نویسم خودش نوعی نویسندگی است و یا شاید در آینده تبدیل به یک نویسنده بزرگ شویم.

(بیشتر…)

انشا تضاد مفاهیم با موضوع ماهی موج دریا خشکی بیابان

admin بازدید : 42 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

انشا تضاد مفاهیم با موضوع ماهی موج دریا خشکی بیابان

 

ماهی,موج,دریا,خشکی,بیابان

انشا تضاد مفاهیم با موضوع ماهی موج دریا خشکی بیابان

مقدمه: گاهی یک اتفاق ساده هر چه را که در ذهن و دیدگانت است را در لحظه ایی نابود می کند هر چه را که تصور می کردی ویران می کند و به جایش چیزی خلاف آنچه که فکر می کردی اتفاق می افتد.

تنه انشاء: تاکنون به شمال  کشور سفر کرده اید؟ به دریای زیبایش رفته ایی و به موج های آبش نگاه کرده ایی که چگونه در دریا خود را تکان می دهد و ماهی ها را در میان خود به بازی می گیرند؟ نگاه کرده ایی که چگونه آفتاب می تابد و رنگ آبی دریا را زیباتر می سازد و نور را درخشان تر، متلاطم می سازد

تا به حال به این فکر کرده ایی تا در ذهن خود این چنین تصور کرده ایی که دریا به این عظمتش روزی خشک می شود و از این دریای بی کران چیزی جز خشکی و بیابان باقی نمی ماند! همان طور که زاینده رود خشک شد و از آب روان و خروشانش تنها زمینی باقی مانده که ترک هایش دهن گشوده اند و تمنای آب می کنند و یا ارومیه که در آن  دریاچه ی نمک زاری بود و زیبایی دریاچه اش زبانزد خاص و عام بود اما اکنون چیزی جز شوره زار از آن باقی نمانده و روز به روز تبدیل به بیابانی می شود که چیزی جز خشکی به چشم نمی آید .

روز به روز دنیا رو به بی آبی و بیابانی شدن می رود! آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده ایی که دنیایی که اکنون در آن زندگی می کنیم یا همین دریایی که از صدای موج هایش لذت می بریم ممکن است خیلی زود تبدیل به بیابانی بی آب و علف شود که ماهی ها همه مرده اند و دیگر جایی برای زندگی ندارد و خیلی زود این چرخه می چرخد و ما نیز با ادامه دادن همین راه تبدیل می شویم به همان ماهی هایی که دیگر جایی برای زندگی ندارند و خیلی زود می میرند.

نتیجه گیری: بیاییم قبل از اینکه دیر شود و همه ی پل های پشت سرمان خراب شود دنیامان را از خشکی و نابودی نجات دهیم و دریایی بسازیم که به جای کاهش آب آن، روز به روز به افزایش آن کمک کنیم تنها کافی است این تصمیم را از زندگی خودمان و از تفکر و روش زندگی خودمان آغاز کنیم.

(بیشتر…)

سفرنامه با موضوع سفر به شمال کشور

admin بازدید : 31 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

سفرنامه با موضوع سفر به شمال کشور

 

سفرنامه

در یکی از روزهای خوب بهاری به همراه خانواده تصمیم به سفر کردیم، سفری به شمال که روزهای بهاریش با آن درختان سر به فلک کشیده و آب و هوای دل انگیزش و دریایی که با قدرت خود را به ساحل می کوبد معروف است، از همان ابتدای سفر، جاده ی پر پیچ و خمش که گویی درختان همچون چتری روی سرمان در میان باد خود را به رقص در می آورند و هر رهگذری را محو زیبایی خود می کنند و او را محسور می سازند اما با رسیدن به شهر زیبای رشت این زیبایی چند برابر شد، آدم های مهربانش با لهجه ی شیرنشان به ما آدرس ماسوله را دارند که یکی از بناهای تاریخی و زیبای استان گیلان است، با رسیدن به ماسوله و دیدن خانه های گلی با آن حالت پلکانی خود که هر کدام روی ایوان خانه هایشان گل های رنگی شمعدانی گذاشته اند و زیبایی آن را با عطر خوش گل ها ترکیب کرده اند که مسافران زیادی را سالانه به سمت خود می کشاند، کیف ها و  گیوه های سنتی که هر کدام با نقش و رنگی زیبا طراحی شده اند که چشم را نوازش می دهند و دل را سرشار از حس آرامش می کنند پله های بلندش که هر چه بالاتر روی، زیبایی اطراف چند برابر می شود و هر چه بیشتر از میان خانه ها گذر کنی بیشتر به آن محیط علاقمند می شوی! اما هر آمدنی، رفتنی دارد ما خیلی زود مجبور شدیم که از آنجا برویم و راهمان را به سمت امام زاده ابراهیم کج کردیم آن فضای ملکوتی با آینه کاری های زیبا که نور را با درخشش فراوان به ضریح منعکس می کرد و عطر گلاب همه جا را معطر کرده بود. از سفر به شمال هر چه بگویم کم بود. از دریای بی کرانش با غروب دل انگیزش یا گل های رنگارنگ و نم نم بارانش که بوی خاک را به مشام می رساند. سفر در زندگی تبدیل می شود به یکی از بهترین خاطرات در زندگی و همیشه در ذهن ثبت می شود و چه قدر به یادماندنی بود سفر ما به شمال کشور.

(بیشتر…)

انشا با موضوع سفرنامه سفر به مناطق عملیاتی جنوب

admin بازدید : 20 سه شنبه 27 آذر 1397 نظرات ()

انشا با موضوع سفرنامه سفر به مناطق عملیاتی جنوب


سفر به مناطق عملیاتی جنوب با ویژگی سفرنامه

 

 

 

مقدمه :بعضی از سفرها در زندگی سیاحتی اند و گاهی زیارتی. اما این سفر جدای از این دو، هم هم سیاحتی اند و هم زیارتی. سفر به منطقه ی عملیات جنگی چگونه می شود که هم سیاحتی است و هم زیارتی.

تنه انشاء: جنگ حادثه ایی بزرگ در تاریخ بود که هشت سال را به خود اختصاص داد ودلاوران زیادی را در میان خود گنجاند و خون های زیادی را به رود کارون متصل کرد و خون جوانان را همچون رود کارون جاری ساخت. هرساله جوانان زیادی، هم سن و سال های ما برای عبرت و آموزش به این مناطق سفر می کنند تا هم دیداری داشته باشد از این منطقه ی مقدس و هم خاک مطهرش را که با خون پاک و بی ریای جوانان آن زمان که خیلی از آن ها هم سن و سال ما بودند زیارت کنند. سفری که از دل کوه و جنگل و بیابان گذر کردیم و ستاره های آسمان را درحال چشمک زدن دیدیم که به ما خوش آمد می گفتند. به شهر و دیار پرآرامش شلمچه که آرامشی وصف ناپذیر در  آن وجود داشت را به وجود ما تزریق کرد. بیابانی که در هر وجبش با خون شهیدان سرشته شده و به هر قسمت نگاه کنی گویی که فرشته ها روی سرت پرواز می کنند و فضای بوجود آمده سرشار است

از حس و حال بهشتی، اما هم چنان مین هایی که با آن جان انسان ها گرفته شده با سیم های محافظت شده و هم چنان تانک های جنگی و ماشین های مخروبه آن جا هستند گویی در آن مکان زمان به احترام شهیدان ایستاده و سر تعظیم فرودآورده است این سفر یک سفر زیارتی بود، زیارت از وجود شهیدان و خاک مطهرشان. این سفر سیاحتی بود و ما را به گذشته های نزدیک برد تا همیشه یادمان باشد چه انسان هایی رفتند تا ما بمانیم و با خیالی آسوده از سفرهایمان بگوییم و با ذهنی باز بنویسیم و زندگی کنیم.

نتیجه گیری: درس های زندگی همیشه که گفته نمی شوند! گاهی باید رفت تا دید و با تمام وجود آن را حس و لمس کرد.

(بیشتر…)

تعداد صفحات : 5

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه